سنتهای افسردگان گمنام
انجمن افسردگان گمنام کار خود را دربهار سال ۱۹٨۵ (اردیبهشت۱۳۶۵ خورشیدی)بر طبق
طرح دوازده قدم الکلیهای گمنام و بر اساس اصول روحانی در اوانسویل ایالت ایندیانا آغاز کرد.
پس از یک سال،، در سال ۱۹٨۶ اجازه نامه رسمی  برای استفاده از قدمهای دوازده گانه را از الکلیهای دریافت نمود .
شیوه ی افسردگان گمنام، حمایت متقابل اعضا در گروه است.
در انجمن افسردگان گمنام شخص افسرده اظهار(یااقرار) میکند که در برابر افسردگی ناتوان است
و اظهار( اقرار) میکندکه قسمتهای مختلفی از زندگی اش تحت کنترل افسردگی می باشند.
او می پذیرد برای غلبه براحساس ناامیدی و پوچی ، نیاز به کمک یک منبع درونی دارد که
توسط ایمان، به یک نیروی برتر می پیوندد، تا در زمانهای ناامیدی و درماندگی به او کمک کند.
ما درجلسات افسردگان گمنام در زندگی خصوصی افراد کاوش و یا آنها را موعظه و نصیحت
نمی کنیم، در عوض داستان خود را و این که چگونه دوازده قدم ما را از گیر افتادن در افسردگی رها می کند میگوییم. در جلسات، شادمانی و خوش بینی طبیعی وجود دارد و تمرکز بر روی جنبه های مثبت است! هرکدام از ما محسوسات کوچک خود را داریم و اهداف مثبت خود رامی گذاریم و یاد می گیریم چگونه اندکی بر زندگی و احساساتمان مسلط شویم. هر یک از ما زمان لازم برای درمیان گذاشتن تجربیاتمان با دیگر اعضای گروه را داریم. زمانی که شما بعنوان یک تازه وارد آماده در ارتباط قرار گرفتن با بهبودی و ترک اندوهگین کردن خود شوید، نتایج به بارمی نشینند. این برنامه ی بهبودی دوازده قدمیِ ، مرهم بسیارخوبی برای زخم های روحی وروانی است و شروع جدیدی از زندگی را برای فرد افسرده فراهم میکند. همچنین این برنامه به دلیل وجود افرادی همانند خودتان که زمانی حال شما را داشتند به شما امید می دهد. امید درجایی می نشیند که زمانی تاریکی و یاس بود.
شما به کسی احتیاج دارید تا کمکتان کند این برنامه را ادامه دهید. این فرد راهنما یا حامی
نامیده می شود و باید خودش افسردگی را تجربه کرده باشد و هم اکنون هم از اصول روحانی
دوازده قدم برای بهبودی اش از افسردگی استفاده کند. شما همچنین می توانید با اعضای دیگر
گروه تلفن رد و بدل کنید.
با بهتر شدن زندگی و کمتر شدن دردهای عاطفی خود دیگر احساس انزوا نخواهیدکرد ، بعد ازآن می توانید تجارب خود را به افراد تازه وارد منتقل کنید تا بدانند راهی برای رهایی از زندان افسردگی شان وجود دارد.
ما می دانیم طبق آنچه بیل دبلیو شخصا تجربه کرده است “اگر
میخواهید بهبود پیدا کنید اول باید خودتان باعث بهبودی دیگران شوید”.