آیا من افسرده ام

آیا من افسرده ام یا این فقط یک اندوه زودگذر است؟

معنی افسردگی در واقع احساس عدم ارتباط،، جدا بودن و منزوی بودن است. افسردگی یا مالیخولیا بیماری جوامع مدرن است. درهنگام افسردگی میل شدیدی که برای جدا کردن خود از انسانها و همچنین چیزهای دیگر داریم باعث می‌شود که با خودمان به همان میزان قطع ارتباط کنیم.

با تشخیص اینکه احساس افسردگی چگونه احساسی است، انسانهای بیشتری خود را از دام افسردگی نجات می‌دهند و به همان اندازه زندگی انسانهای بیشتری نجات پیدا خواهد کرد.

مردم تجربه خود از افسردگی را به قرار داشتن درنوعی زندان تشبیه می‌کنند. مردی می گفت که گویا در گودالی بوده که دیوارهایش از خاک نرم درست شده بود. زنی می گوید که گویا در پلکان آجری پرپیچ و خمی بوده که از آن پلکان راهی به خارج وجود نداشت و دیوارهای آن ساختمان هم به مرور به هم نزدیکتر می شد. مردی گفت که در بَرَهوتی بی‌کران قرار دارم و تنها من و یک درخت تنها، خشک و لاغر در این بَرَهوت وجود دارد. زنی گفت که در قفسی بدون در هستم ، با میله های سیاه و قطور. در داخل یک چنین زندانی شخص احساس تنفری شدید از خود پیدا می‌کند. افسرده ها به کرات تصور می‌کنند دچار جنون هستند، دیوانه‌اند یا به یک بیماری مغزی عجیب و غریب دچار هستند.

یکی از چیزهای زیبایی که در یک گروه DA  یافت می‌شود این است که همه دارای نشانه های یکسان هستند. درد مشابهی را احساس می‌کنند و با آسودگی و خیالی راحت پی برده اند که در دنیا تنها کسی نیستند که این مسئله را تجربه می‌کند. اجباری ندارند که به تنهایی به مشکلشان بپردازند و به نصیحت کسانی که می‌گویند:«بی خیال شو!!!» و یا «بزن به پات!!«  هم توجه نمی‌کنند.

-نشانه های افسردگی

لیست زیر به کسانی که سعی دارند بفهمند افسرده هستند یا نه کمک خواهد کرد. اگر احساس میکنید که درجه بالایی از این حالتها مدت هاست درزندگی‌تان وجود دارد، احتمالاً نشانه این است که افسردگی دارید و نیازمند این هستید که با شخصی همانند خودتان در ارتباط باشید. یعنی ارتباطاتی با اعضای افسردگان گمنام داشته باشید.

  • تمایل به انزوا و تنهایي
  • تغییر در اشتها(کم یا زیاد شدن اشتها)
  • تغییرات دوره ای درالگوی خواب (پر خوابی یا داشتن خواب ناکافی )
  • پریدن از  خواب در نیمه‌های شب.
  • خستگی مفرط،، رخوت ، خمودی یا کمبود انرژی پیداکردن.
  • آشفتگی ، هیجان ، بی قراری و فعالیت های اضافه و زیاد کردن
  • کاهش فعالیتهای جنسی و یا عدم رغبت برای فعالیتهای روزانه.
  • احساس های غم، ناامیدی، بی ارزشی، گناه یا پشیمانی و سرزنش خود و داشتن افکاری در مورد چگونگی راههای خودکشي.
  • اشک ریختن تنها و ناتوانی در گریه‌ های توأم با صدا و ناله.
  • ضعف  درحافظه
  • ضعف درتصمیم گیری
  • ترس از دست دادن عقل 
  • حذر از ریسک کردن
  • به سختی لبخند زدن و خندیدن

آیا من افسرده ام

دوروتی رو – در کتاب خود با عنوان افسردگی: راهی است برای رهایی از زندان تو (که برنده جایزه بین المللی هم شده است.) شرح می‌دهد که چگونه مردم دیوارهای زندان افسردگی‌ خود را با  این شش باور که در زیر می آید می سازند، آنها طوری به آنها باور دارند که گویی برای آنها حکم واقعیت، قطعیت و حقایقی تغییر ناپذیر دارد.

  1. مهم نیست چه اندازه خوب به نظر میرسم، من در واقع بد، نحس، بی ارزش و غیرقابل قبول برای خودم و دیگران هستم..
  2. مردم موجوداتی هستند که باید از آنها بترسم، بیزار باشم و به آنها حسادت کنم.
  3. زندگی سخت و بد است و مرگ از آن هم سخت‌تر وبدتر است.
  4. چیزهای بد در گذشته ام اتفاق افتاده، و در آینده  هم تکرار میشود.
  5. خشم بد است.
  6. من هرگز نباید هیچ کسی را ببخشم بخصوص خودم  .

طرح کلی که دکتر رو در این کتاب آورده است شش جزء اصلی تشکیل دهنده افسردگی را ترسیم می‌کند. این باورها دیوارهای زندان افسردگی را محکم سر جای شان نگه می دارند. رهایی از زندان افسردگی تنها زمانی میسر می شود که شخص افسرده تصمیم بگیرد این حصارها را بردارد.

آیا من افسرده ام؟

دوروتی رو -روانشناس بالینی انگلیسی- ۹ کتاب را به رشته تحریر درآورده است. موضوعات کتاب ها در مورد این است که ما انسان ها به عنوان موجوداتی خلاق چگونه معنای زندگی مان را خودمان خلق می کنیم. نظر به اینکه وی درمورد تجربه ای انسانی که ما نام آن را افسردگی گذاشته ایم تحقیقات شایانی به عمل آورده، توانسته شهرت و احترامی جهانی را از سوی حرفه ای ها و همینطور غیرحرفه ای ها  جلب کند. وی مدعی است که افسردگی نوعی بیماری و یا مریضی نیست، بلکه تجربه های بشری و انسانی است که ماهیتشان با درد و انزوا میباشد.

او توضیح می دهد، باور این که افسردگی یک بیماری جسمانی است معنایی مثبت و خوب دارد و آن این است که بله ما نباید خود را به دلیل افسردگی مان سرزنش کنیم. اما معنی بد آن این است که احتمال می رود که هرآن دوباره افسرده شویم. مانند سرماخوردگی. روانپزشکانی که باور دارند افسردگی نوعی بیماری است و منشاء جسمی دارد، هیچ گاه درباره ی علل پیدایش افسردگی نظر واضحی نمی دهند و فقط درباره کنترل کردن آن صحبت می کنند.

مفهوم بدی که از مدل روانشناسانه‌ی افسردگی برداشت می‌شود این است که ما افسردگی را خودمان با روش فکر کردنمان بوجود می آوریم. یعنی با شش حقیقت تغییرناپذیری(باور قدرتمند) که با آن ها زندگی می کنیم و به دنیا منعکس شان می کنیم، باعث افسردگی  خود شده ایم.

اما مفهوم خوبی هم که از مدل روانشناسانه‌ی افسردگی برآورد می‌توان کرد این است که ما اگر  خودمان  افسردگی را بوجود می آوریم پس خود ما  میتوانیم از آن دربیاییم. این دیدگاه متعلق به دوروتی رو میباشد. به همین دلیل است که وی افسردگی را یک مسئله روحانی می‌داند- ما لازم است  وظیفه کامل روش فکر ، احساس و رفتار مان را به عهده بگیريم.

پایه رشد و بهبودی در افسردگان گمنام بر این اساس است که شخص افسرده اظهار کند که از کنترل و اختیار خود خارج شده-حتی مواقعی که برای کشتن خود سعی و تلاش کرده است. سپس این باور را پیدا می‌کند که نیرویی برتر از خودش می تواند سلامتي روان را به وی بازگرداند و در این هنگام این تصمیم را بگیرد که ذهنش را به مراقبت خدایی که خود درک کرده است بسپارد.

اهمیت این موضِع بر سر این  نیست که  افسردگی را یک بیماری به حساب بیاوریم و یا یک اختلال روانی ، بلکه ما میخواهیم مردم در برابر خود و احساس‌شان وظیفه و مسئولیت  قبول کنند.

آیا من افسرده ام

…………………………………………………………………………….

آدرسهاو شماره تلفنهای افسردگان گمنام  ایران

به اطلاع اعضای محترم میرساند تمام آدرسهای جلسات و لینکهای فارسی زبان که زیر نظر دفتر خدمات جهانی DA در ایران فعال هستند در این دو قسمت از سایت خدمات جهانی درج شده اند:⇓

https://depressedanon.com/meetings/f2f-da-meetings/international-based-meetings/
و
https://depressedanon.com/meetings/online-depressed-anonymous-meetings/

………………………………………..

نشریات افسردگان گمنام ایران