پمفلتهای افسردگان گمنام

پمفلتهای DA

 

گرداننده

پمفلتهای انجمن افسردگان گمنام


منشی
انجمن افسردگان گمنام چیست
قدمهای_دوازده_گانه_افسردگان_گمنام
چگونگی عملکرد افسردگان گمنام
سنتهای_دوازده_گانه_افسردگان_گمنام
وعده های افسردگان گمنام جدید

………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

 

                                     گرداننده

 

سلام و وقت بخیر، اسم من (فقط نام کوچک) …… است و به خاطر حضورتان در انجمن افسردگان گمنام به شما خوش آمد میگویم. این انجمن براساس برنامهی دوازده قدمی، برای بهبودی از افسردگی بنا شده است. ما گروهی خودیار هستیم . اینجا مکانی است که افرادی با نیازهای مشابه درآن حضور پیدا میکنند. اعضاء در اینجا به همدیگر نیرو میدهند تا بتوانند هر روز خود را با امیدواری سپری کنند. بنابراین جلسه را هیچ فرد حرفهای اداره نمیکند. ما میخواهیم روی پاهای خودمان بایستیم. من دراینجا به همهی تازه واردین خوشآمد میگویم. همه ی ما امیدواریم در اینجا مفیدترین تجربیات زندگیتان را بدست آورید. ضمناً در انجمن ما هیچ الزامی در صحبت کردن وجود ندارد مگر اینکه فرد خودش بخواهد و تمایل داشته باشد.

 

جلسه را با دعای آرامش شروع می کنیم:

خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و بینشی تا تفاوت این دو را دریابم .

توصیه های افسردگان گمنام به شما:

– افسردگان گمنام نمیتواند جایگزین ارتباط شما با درمانگرتان شود.

 

۱ – باور افسردگان گمنام بر این است که اگر دارویی مصرف میکنید بهتر است به مصرف آن ادامه دهید، تا زمانی که شما و پزشکتان به این توافق برسید که دیگر مصرف دارو ضرورتی ندارد.

۲-مطالعه بروشورهای کارخانجات تولید کننده دارو که برای اطلاعات بیشتر به مصرف کننده ها میباشند برایتان مفید خواهد بود. به هرشکل، لازم است مسئولیت سلامتی تان را خود به عهده بگیرید.

۳- بسیاری از تجربه های افسردگی از شکست ویا فقدانهایی مانند: طلاق، مرگ همسر، از دست دادن یا نداشتن شغل، از دست دادن یا نداشتن سلامتی، حسرت از دست دادن کسی یا چیزی و یا از دست دادن یا نداشتن یک عشق بوجود میآیند. این مسائل میتواند برای خود شخص اتفاق بیافتد و یا شخص بر حسب شرایط فقط شاهد این مسائل بوده باشد. این برنامه به شما کمک میکند تا باور کنید که با فعالیت در افسردگان گمنام بعنوان یک عضومیتوانید در این دوره از افسردگی تان به زندگی ادامه دهید وبدینسان به همان خوبی و آرامی که خودتان میخواهید، شوید.

۴- گمنامی تنها یک پسوند برنام افسردگان نیست. این مسئله جزو ضروری ولاینفک بهبودی است و در واقع کمک میکند که افسرده ها احساس کنند میتوانند در بهبودی پیشروی کنند، بدون اینکه کسی با هویت آنها کاری داشته باشد. ولی مهمتر از آن، این است که گمنامی افراد به وحدت افسردگان ربط پیدا میکند. ما به وسیله ی آن پذیرش این را پیدا میکنیم که در رابطه هایمان همسان هستیم. گمنامی به ما یادآورمیشود که اصول، برهویت افراد ارجحیت دارد. بنابراین هر چه را در اینجا دیدید و شنیدید، در همین مکان باقی بگذارید.

-از دوستی که “افسردگان گمنام چیست؟” را دارد، خواهش میکنم آنرا برایمان بخواند.

-از دوستی که “دوازده قدم افسردگان گمنام” را دارد، خواهش میکنم آنرا برایمان بخواند.

-از دوستی که “چگونگی عملکرد افسردگان گمنام” را دارد خواهش میکنم آنرا برایمان بخواند.

( حال گرداننده در مورد اینکه زندگی اش در قبل از افسردگان گمنام چگونه بود و از وقتی که به جلسات می آید و دوازده قدم را کار میکند چگونه میباشد صحبت میکند.)

 

اینجا یک جلسه” گروه درمانی” نیست بنابراین بهتر است از تجربیات افسردگی خود و بهبودی از آن در طی هفته ی گذشته صحبت کنیم.

 

 حال از اعضایی که تمایل دارند، دعوت میکنم دست خود را بلند کرده وبین ۳ تا ۵ دقیقه با گروه مشارکت کنند.

 

(گرداننده به مشارکت کنندگان یادآوری می کند تا زمان مشارکت خود را رعایت کنند . اگر کسی احتیاج دارد بیشتر حرف بزند آنرا به جلسات بحث و گفتگو در پایان جلسه موکول کند)

 

( گرداننده این حق را دارد که در صورتی که اعضاء بیشتر از زمان تعیین شده صحبت کردند، حرف شان را قطع نماید )

 

اکنون زمان مشارکت به پایان رسید. ازاعضایی که تمایل دارند، دعوت میکنم با بلند کردن دست خود بیانات امیدوار کننده ای که از این جلسه دریافت کرده اند و یا امیدوارند چه کار مثبتی در هفته آینده برای خودشان انجام دهند را، با گروه در میان بگذارند.

 

جلسه را به منشی واگذار میکنم.

از …. منشی جلسه، که فرصت خدمت را به من داد تشکر میکنم.

از دوستان تازه وارد خواهش میکنم در صورت تمایل خود را با اسم کوچک معرفی کنند تا بقیه اعضا نیز با آنها آشنا شوند.

لطفاً دوستی که وعده های افسردگان گمنام را دارد ، آنرا برایمان بخواند.

از خزانه دار گروه تقاضا میشود که گزارش کل خزانه را اعلام کند.

به امید دیدار مجدد شما جلسه را با دعای آرامش به پایان می رسانیم. 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

 

                                                                                                                              منشی

 

– سلام. اسم من …… و منشی امروز جلسه شما هستم.

– از …. برای گردانندگی جلسه امروز سپاسگزاری میکنم.

– از خوش آمدگوها …… و……سپاسگزاریم.

– از خزانه دار میخواهم که موجودی خزانه را اعلام کند.(در صورت نیاز، منشی میتواند از یک عضو داوطلب درخواست صحبت در مورد سنت هفت کند)

– اکنون سبد سنت هفت به گردش درمی آید، این سبد خرج حمایت از احتیاجات و مخارج گروه از قبیل اجاره محل، نشریات و غیره میشود. ما از طریق کمکهای داوطلبانه ی اعضاء است که از نظر مالی به خودمان متکی هستیم.

– اگر دوستی اطلاعیه یا اخباری از گروههای دیگر افسردگان دارد، آنرا برایمان بخواند.

– از دوستی که برگه سنتهای دوازده گانه افسردگان گمنام را دارد خواهش میکنم آنرا برایمان بخواند.

– از مسئول نشریات تقاضا میکنم اگر گزارشی دارد بیان کند.

– از نماینده بین گروه میخواهم اگر گزارشی دارد بیان کند.

– از مسئول تدارکات درخواست میکنم اگر گزارشی دارد بیان کند.

– جلسه را به گرداننده بازمیگردانم.

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

                       انجمن افسردگان گمنام چیست؟

 

 انجمن افسردگان گمنام کار خود را دربهار سال ۱۹۸۵ میلادی(۱۳۶۵ خورشیدی) بر طبق طرح دوازده قدم الکلیهای گمنام و بر اساس اصول روحانی در اوانسویل ایالت ایندیانا آغاز ویکسال بعد اجازه نامه خود را از انجمن الکلیهای گمنام دریافت نمود. شیوه ی افسردگان گمنام، حمایت متقابل اعضا در گروه میباشد. در انجمن افسردگانگمنام شخص افسرده اظهار(یااقرار) میکند که در برابر افسردگی ناتوان است و اظهار(یا اقرار) میکندکه قسمتهای مختلفی از زندگیاش تحت کنترل افسردگی میباشند . نیاز به کمک یک منبع درونی دارد که ، او میپذیرد برای غلبه براحساس ناامیدی و پوچی توسط ایمان، به یک نیروی برتر میپیوندد، تا در زمانهای ناامیدی و درماندگی به او کمک کند. ما درجلسات افسردگان گمنام در زندگی خصوصی افراد کاوش و یا آنها را موعظه و نصیحت نمیکنیم، در عوض داستان خود را و این که چگونه دوازده قدم ما را از گیر افتادن در افسردگی شادمانی و خوش بینی طبیعی وجود دارد و تمرکز بر روی ، رها میکند میگوییم. در جلسات جنبههای مثبت است! هرکدام از ما محسوسات کوچک خود را داریم و اهداف مثبت خود را میگذاریم و یاد میگیریم چگونه اندکی بر زندگی و احساساتمان مسلط شویم. هر یک از ما زمان لازم برای درمیان گذاشتن تجربیاتمان با دیگر اعضای گروه را داریم. زمانی که شما بعنوان یک تازه وارد آماده درگیر نمودن خود با بهبودی و ترک اندوهگین کردن خود شوید، نتایج به بار مرهم بسیارخوبی برای زخم های روحی و ، می نشینند .این برنامهی بهبودی دوازده قدمیِ روانی است و شروع جدیدی از زندگی را برای فرد افسرده فراهم میکند. همچنین این برنامه به خاطر وجود افرادی همانند خودتان که زمانی حال شما را داشتند به شما امید میدهد. امید در جایی مینشیند که زمانی تاریکی و یاس بود. شما به کسی احتیاج دارید تا کمکتان کند این برنامه را ادامه دهید .این فرد راهنما یا حامی نامیده میشود و باید خودش افسردگی را تجربه کرده باشد و هم اکنون هم از اصول روحانی دوازده قدم برای بهبودیاش از افسردگی استفاده کند. شما همچنین میتوانید با اعضای دیگر گروه تلفن رد و بدل کنید.
بعد از ، با بهتر شدن زندگی و کمتر شدن دردهای عاطفیتان دیگر احساس انزوا نخواهیدکرد آن میتوانید تجارب خود را به افراد تازه وارد منتقلکنید تا بدانند راهی برای رهایی از زندان افسردگیشان وجود دارد. ما میدانیم طبق آنچه که بیل دبلیو شخصا تجربه کرده است “اگر میخواهید بهبود پیدا کنید اول باید خودتان باعث بهبودی دیگران شوید”.

 

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

                       چگونگی عملکرد افسردگان گمنام

 

شما درآستانه شهود معجزه گروه قرار گرفته اید .شما به گروهی از مردم پیوسته اید که در حال سفر به سوی امیدواری میباشند .آنها در این سفر به یکدیگر توجه و از هم مراقبت خواهند کرد. شما در اینجا خواهید شنید که چگونه نور، امید و انرژی به زندگی افرادی آمده است که ناامید در چاهی تاریک و خسته از زندگی بودند. هر یک از ما با پیوستن به گروه احساس میکنیم که امید وجود دارد، برای من هم شانس هست و میتوانم بهتر شوم. ما در اینجا قرصهای جادویی و فرمولهای آسان موفقیت نداریم .ما معتقدیم برای بیرون آمدن از زندان افسردگی به زمان و عملکرد احتیاج است. همه ما در تجربه ی افسردگی به درجاتی مختلف آسیب دیده ایم و میدانیم روشی وجود دارد که میتوانیم با آن دوباره کنترل زندگی مان را پیدا کنیم .این روش قابل اجرا و کارآمد است و برای همه ی آنهایی که میخواهند زندگی خود را تغییر دهند موفقیت آمیز میباشد .برخی از ما باور کرده بودیم که دیگر امیدی نیست و خودکشی تنها راه بیرون رفتن از این حال و وضع است. رشد ونِموّ آهسته و تدریجی یکی از اولین قوانینِ طبیعتِ این دنیا است. این اولین باور همه ما و همه افسرده هایی است که میخواهند حالشان بهتر شود. هر چه بیشتر در جلسات حضور پیدا کنیم، راههای مختلف بیشتری برای رهایی از افسردگی پیدا خواهیم کرد. ما همچنین می آموزیم که قطع امید نکردن از خودمان، تا چه اندازه حیاتی است.

 

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

                 قدمهای دوازده گانه افسردگان گمنام

۱-ما اظهار(اقرار) کردیم که در برابر افسردگی ناتوان بودیم و زندگیمان از پیش نمیرفت.

 

۲-به مروربه این باور رسیدیم که نیرویی برتر از ما میتواند سلامتی روان را به ما بازگرداند .

 

۳-تصمیمی مبنی براین گرفتیم که خواست و زندگیمان را به مراقبت خدایی که خود به او پی بردیم  بسپاریم . 

 

۴-بی باکانه از داشته های معنویمان یک دستنوشته ی کامل و موشکافانه تهیه کردیم.

 

۵- چگونگی دقیق اشتباهاتمان را نزد خدا ، خودمان و یک انسان دیگر اظهار(اقرار)کردیم .

 

۶- آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند همهی نواقص هویتی ما رامرتفع سازد.

 

۷-با فروتنی از او خواستیم تمام کمبود های ما را مرتفع کند.

 

۸- از تمام کسانی که به آنها آسیب زده بودیم فهرستی تهیه کردیم و خواهان جبران آن آسیبها شدیم.

 

۹-هرجا که امکان داشت به طور مستقیم آسیبهایی که به آنها زده بودیم را جبران کردیم. مگر در مواردی که هنگام انجام این کار به آنها و یا دیگران آزاری وارد شود.

 

۱۰- به نوشتن دستنوشته ی شخصی مان ادامه دادیم و هرجا که دریافتیم در اشتباه به سر می بریم فورا آنرا اظهار(اقرار) کردیم.

 

۱۱- از راه دعا و مراقبه خواهان بهبود رابطه ی آگاهانه مان با خداوندی که خودمان به او پی می بردیم شدیم. ما فقط جویای آگاه شدن از خواست او در مورد خودمان و توان و نیرویی که بتوانیم آنرا به اجرا درآوریم شدیم 

 

۱۲-با بیداری روحانی حاصل از کارکرد این قدمها سعی کردیم این پیام را به فرد افسرده ی دیگر  برسانیم و این اصول را درتمامی جنبه های زندگیمان بکار بندیم

 

……………………………………………………………………………………………………………

                       سنتهای دوازده گانه افسردگان گمنام

 

۱)رفاه عمومی ما میبایست در راس قرار گیرد، بهبودی شخصی هر یک از ما به اتحاد افسردگان گمنام بستگی دارد. 

۲)در رابطه با هدف گروهی ما تنها یک مرجع نهایی وجود دارد و آن خداوندی مهربان است که میتواند خود را در وجدان گروه آشکار سازد. رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتماد ما هستند، آنها حکومت نمیکنند

۳ )تنها لازمه ی عضویت در انجمن افسردگان گمنام . تمایل به توقف افسرده نمودن خودمان است

۴)هر گروه میبایست مستقل باشد، باستثناء مواردی که به دیگر گروههای افسردگان گمنام در جمع بخواهدتاثیر بگذارد

۵)هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد و آن رساندن پیام خود به شخص افسرده ای است که هنوز از افسردگی خود رنج میبرد

۶)یک گروه افسردگان گمنام هیچوقت نباید موسسه یا سازمانی مرتبط را راه اندازی یا تایید کند، کمک مالی نماید و یا نام افسردگان گمنام را به آنها قرض دهد، مبادا مسائل مالی ملکی و شهرت ما را از هدف اصلی مان منحرف سازند

۷)هرگروه افسردگان گمنام میبایست کاملا خودکفا بوده و کمکی از خارج دریافت نکند

 

۸)افسردگان گمنام میبایست برای همیشه غیرحرفه ای باقی بماند، اما مراکز خدماتی ما میتوانند کارمندانی مخصوص استخدام کنند

۹ )افسردگان گمنام هیچگاه نباید به شکل مشخصی سازماندهی شود -ولی میتوانیم هیئتهای خدماتی و یاشوراهایی تشکیل دهیم که به مستقیما در برابر کسانی که به آنها خدمت می کنند مسئول باشند

۱۰)افسردگان گمنام هیچ نظری در مورد موضوعات خارجی ندارد، بنابراین نام افسردگان گمنام هرگزنمی بایست در مسائل اجتماعی وارد شود

۱۱)مصلحت روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است تا توسعه و تبلیغ. ما میبایست همیشه گمنامی شخصی خود را در سطح مطبوعات ، رادیو و فیلم حفظ کنیم

۱۲)گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ما میباشد و یادآور این است که اصول روحانی را بر هویت افراد ترجیح دهیم

……………………………………………………………………………………………………………

                            وعده های افسردگان گمنام

 

۱-در صورتیکه در این مرحله از باز سازی خود از قبول رنج و زحمت ابا نکنیم، پیش از رسیدن به نیمه راه از نتیجه ی آن مبهوت میشویم.

 

۲-ما با احساس آزادی و خوشحالی تازه ای آشنا میشویم.

 

۳ -افسوس گذشته را نمیخوریم و آرزوی فراموش کردنش را نیز نمی کنیم.

 

۴ -مفهوم واژه آرامش را درک کرده و به صلح و سلامتی میرسیم. 

 

۵-هر قدر هم که نزول کرده و به قعر رفته باشیم. به دنبال راهی میگردیم که دیگران از تجربیات ما بهره مند شوند.

 

۶-احساس بی عرضگی و بی لیاقتی و دلسوزی به حال خود در ما از بین میرود.

 

۷-خودخواهی هایمان را از دست میدهیم و در عوض به معاشرت با دیگران علاقه پیدا میکنیم.

 

۸ -نگرشها و برخوردی که نسبت به زندگی داریم به کلی تغییر میکنند.

 

۹-ارتباط ما با مردم بهبود خواهد یافت.

 

۱۰-ترس از مردم و ناامنی مالی در ما از بین خواهدرفت.

 

۱۱-ما با درک مستقیم و حسی در مییابیم که چطور در موقعیتهایی که درگذشته دستپاچه و نگران میشدیم ابتکار عمل داشته باشیم.

 

۱۲-ما به ناگاه در مییابیم که خداوند کاری را برایمان انجام میدهد که خودمان قادربه انجامش نبوده  ایم.

 

این وعده ها همواره تحقق پیدا میکنند اگر از سعی و تلاشمان در مورد آنها دریغ نکرده باشیم.

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

                                     تاکیدات مثبت

۱-این تاکیدات مثبت میتوانند احساسات خوبی در ما ایجاد کنند و در طول روز بیشترین فعالیت را نیز خواهیم داشت. لطفا بعد از هر اظهار به تاکید مثبت چند دقیقه وقت بگذارید تا درک کنید که به چه شکل ما را به درون زندگی می آورد.

۲-من امروز را با تاکیدات مثبت روزانه در مورد اینکه آرزو دارم چگونه فردی بشوم زندگی خواهم کرد.

۳-من امروز را با خدمت به دیگران زندگی خواهم کرد.

۴-من امروز را با شفقت و مهربانی به دیگران و فهمیدن اینکه چه کسی چه حسی دارد زندگی خواهم کرد.

۵-من امروز را در کشف خواست خداوند در مورد خودم و نه با خواست خودم زندگی خواهم کرد.

۶-من امروز را در همدلی با افرادی که آسیب دیده و تنها هستند زندگی خواهم کرد.

 

۷-من امروز را در شکرگزاری زندگی خواهم کرد.

۸-من امروز سرتاسر دقایق زندگی ام را در دعای عمیق زندگی خواهم کرد .

۹-من امروز را در دوستی با افرادی که به دلیل افسردگی منزوی و تنها هستند زندگی خواهم کرد.

۱۰-من امروز را با امید و شجاعت زندگی خواهم کرد.

۱۱-من امروز را با پربرکت کردن زمانم و توانایی های منحصر به فردم نسبت به انجمنمان زندگی خواهم کرد.

۱۲-من امروز را در لحظه حال زندگی خواهم کرد. تمام دارایی من همین ۲۴ ساعت امروز است.

۱۳-من امروزم را با ذهن ساکت و آرام ، به دور از دغدغه و هوشیار نسبت به نشانه های هر لحظه از نیروی برترم زندگی خواهم کرد. 

 

۱۴-من امروز را در همان شرایط خودش زندگی خواهم کرد .

 

۱۵-من امروز را با صداقت و ساده زندگی خواهم کرد.

۱۶-من امروزم را بدون هیچ نیازی به کنترل دیگران زندگی خواهم کرد.

۱۷-من امروز را با باور شدید به اینکه خدا همینطور که هستم دوستم دارد زندگی خواهم کرد.

وقتی به انجمن DA آمدیم

وقتی به انجمن DA آمدیم و برای اولین بار در زندگی مان در میان مردمی بودیم که به نظر می آمد درک میکنند، احساس تعلق برایمان خیلی هیجان انگیز بود.

 

ما فکر کردیم که مشکل انزوای ما حل شده است. اما خیلی زود دریافتیم هنگامی که تنها نیستیم و بیشتر در درک و احساس محیطی اجتماعی هستیم ، هنوز از بسیاری از دردهای سخت و قدیمیِ اضطراب جدایی، رنج میبریم.

 

تا زمانیکه با خلوص کامل  شروع به صحبت در مورد تضادها و کشمکشهایمان کرده و به شخص دیگری  که همین کار را  انجام داده است، گوش فراندادیم،  هنوز آن حس تعلق را نداشتیم.

 

پاسخ ما در قدم پنجم بود و آن شروع یک خویشاوندی حقیقی  بین شخص و خدا بود.

مقاله های بهبودی DA

اجباری که به عقب‌کشیدن و کناره‌گیری از زندگی داریم.

افسردگی گهگاه پناهگاهی می‌شود تا در آن زندگی را به سر نبریم. زندگی تنها زمانی پیش می‌رود که احساس کنیم با درجه نسبتا خوبی از پیش‌بینی نا‌پذیری و همیشگی نبودن آن، در حال گذران آن هستیم  تا بتواند ما را  از انزوای خود به دنیای واقعی بیاورد. افسردگی ما گهگاه پشت یک  نقاب سطحی ازدوستی و رفاقت با مردمی که هیچگاه از درد عمیق درونی‌مان آگاه نیستند پنهان می‌شود. برای ما خطر کردن به معنی بیرون آمدن از انزوا به سمت ارتباط برقرار کردن با افسردگان دیگر است. هم اکنون ما این را می‌دانیم که این بیان احساساتمان است که باعث رهایی ‌ما می‌شود. این با بازگو کردن و اظهار(اقرار) ناتوانی در مقابل افسردگی‌مان است که به هرروی باعث می‌شود بسیار آرام از چاه عمیق و تاریک غم و اندوه مان بیرون بیاییم.گاهی اوقات که توانایی جبران پیدا می‌کنیم احساس می‌کنیم بخشی از دیوارهای زندانی که برای خود ساخته بودیم فرو می‌ریزد وما  شروع به دیدن نور روز می‌کنیم. ما به کشف راهی که به بیرون می‌رود می‌رسیم! ما درمی‌یابیم که بخشیده شدن از جانب دیگران ما را آزاد می‌کند و به صلح و سلامتی و آرامش نزدیکتر می‌سازد. معنی آزادی برای ما این است  که وقتی می‌خواهیم به سمت موقعیتهای استرس‌زا برویم، خود به تنهایی جوابگوی اجباری که به کناره گیری از زندگی پیدا می‌کنیم نیز باشیم  و مسئولیت آنرا بپذیریم. ما هرچه درمورد رفتارها و هویتهای اعتیادی بیاموزیم و بشنویم، در مورد خود و اینکه چگونه خودمان را در برابراحساساتی واقعی همچون درد، آسیب و خشم بوسیله غم و اندوه بی‌حس می‌کنیم و آنها را درونمان نگه می‌داریم، بیشتر خواهیم آموخت.

     منبع : کتاب افسردگان گمنام